رازینا؛ پلی میان تلاش امروز و موفقیت فردا

ورود | ثبت نام
captcha

با ورود و یا ثبت نام در پیشتاز وب شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت پیشتاز وب و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.

جنگ تحمیلی ابرجنایتکاران تاریخ بشریت _آمریکا و اسرائیل _ علیه کشور عزیزمان ایران، تنها یک نبرد نظامی نیست؛ جنگی است آمیخته با جنایات دردناک و باورنکردنی.
دشمن شکست‌خورده، ناتوان از رویارویی در میدان نبرد، جنگ را به شهرها و روستاها کشانده است و در این میان صدها کودک معصوم _ از جنین چندماهه تا جمع کودکان دبستانی در مدرسه‌ی شجره‌ طیبه میناب_ هدف موشک‌ها و بمب‌های ویرانگر دشمنان قرارگرفته‌اند.
این مرثیه به یاد این عزیزان نوشته شده، شاید تلنگری بر وجدان خفته‌ی بشریت باشد و جلوی این قساوت و بیرحمی گرفته شود.

وقتی گهواره‌ها خاموش می‌شوند:
جهان با صدای کودکان آغاز می‌شود.
با گریه‌ی نوزادی که نخستین اعلامِ زنده‌بودن است؛ با خنده‌ای که در حیاط خانه‌ای کوچک می‌پیچد و با قدم‌های لرزانی که تازه راهِ زمین را یاد گرفته‌اند.

کودکان، ساده‌ترین و بی آلایش‌ترین ساکنان این سیاره‌اند؛
نه مرزی می‌شناسند، نه دشمنی، نه کینه‌ای که از دیروز به فردا ببرند.
جهانِ آنها به اندازه‌ی یک آغوش است،
به اندازه‌ی گرمای دستی که موهایشان را نوازش کند،
به اندازه‌ی لالایی آرامی که شب را کوتاه‌تر و دل انگیزتر می‌کند.

اما گاهی انسان، در هیاهوی خشم و قدرت،
چنان در قساوت و تاریکی غرق می‌شود
که کوچک‌ترین صداها را دیگر نمی‌شنود؛
و چه صدایی دلنوازتر،
و چه صدایی بی‌پناه‌تر
و امید آفرین‌تر از نفس‌های یک کودک.
از خنده‌های شیرین و پر از امید به آینده!

اما وقتی آتش جنگ، فراگیر می‌شود

آن‌گاه گهواره‌ها خاموش می‌شوند.
لالایی‌ها در گلوی مادران می‌شکنند.
و اسباب‌بازی‌هایی که باید شاهد خنده باشند،
بی‌صاحب در سکوت رها می شوند …

زمین هر بار که کودکی را از دست می‌دهد،
چیزی از آینده‌اش کاسته می‌شود.
کودکان فقط انسان‌های کوچک نیستند؛
آنها فردای جهان‌اند؛
دانه‌هایی که قرار است مزرعه فردا از آن‌ها بروید.

اگر دست‌هایی که هنوز مداد را درست نگرفته‌اند، از حرکت بازایستند،
اگر چشمانی که تازه به جهان گشوده شده‌اند، بسته شوند،
آنچه از میان می‌رود، تنها چند زندگی نیست؛
فردایی است که زخمی می‌شود،
چراغ امیدی است که به خاموشی می‌گراید،
نور انسانیت است که کم‌رنگ و بی‌فروغ می‌شود.

بگذارید جنگ — اگر هست — در همان میدان‌های سخت خود بماند؛
جایی میان کسانی‌که جنگیدن و دفاع جانانه را انتخاب کرده‌اند و تاب و توان رزم و رویارویی دارند.
اما گهواره‌ها را از آن دور نگه دارید،
از خوابِ نوزادان فاصله بگیرید،
و بگذارید کودکان تنها با نور صبح بیدار شوند، نه با صدای بمب و ویرانی.

جهانی‌که کودکانش را از دست می‌دهد
فقط سوگوار نمی‌شود؛
آهسته‌آهسته آینده‌اش را می‌کُشد.
و نامِ کشتنِ آینده،
چیزی جز نسل‌کشیِ انسانیت نیست.
پس بگذارید کودکان زندگی کنند.
بگذارید جهان با صدای خنده‌ی کودکان زنده بماند.

ماشاالله کاربخش‌راوری
اول فروردین ماه ۱۴۰۵
کرمان